کد مطلب:149324 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:142

غنا و حقانیت محتوای پیام
اما شرط موفقیت یك پیام چیست؟ چگونه پیامی می تواند موفق بشود؟ آیا اسلام خودش پیام موفقی بوده است؟ اگر آری، راز موفقیت اسلام در چیست؟ شرایط موفقیت یك پیام چهار چیز است كه اگر این چهار شرط در یك جا جمع بشود موفقیت آن پیام قطعی است ولی اگر این چهار شرط جمع نشود شكلهای مختلفی پیدا می شود. اولین شرط موفقیت یك پیام، عقلی بودن، قدرت و نیرومندی محتوای آن است، یعنی اینكه خود آن پیام برای بشر چه آورده باشد، چگونه برآورنده ی نیازهای بشر باشد. بشر صدها نیاز دارد، نیازهای فكری، احساسی، عملی، اجتماعی و مادی. یك پیام نه تنها نباید بر ضد نیازهای بشر باشد بلكه باید موافق و منطبق بر آنها باشد. یك پیام در درجه ی اول باید منطقی باشد، یعنی با عقل و فكر بشر سازگار باشد؛ به گونه ای باشد كه كه جاذبه ی عقل انسان آن را به سوی خودش بكشد. یك پیام اگر ضد منطق و عقل باشد ولو مثلا احساسی باشد، برای مدت كمی ممكن است دوام پیدا كند ولی برای همیشه قابل دوام نیست. این است كه قرآن كریم دائما دم از تعقل و تفكر می زند. قرآن هرگز عقل و منطق را ترك نكرده است، بلكه از عقل و منطق به عنوان یك پایه برای خود استفاده كرده و دعوت به تعقل نموده است.

همچنین برای اینكه محتوای یك پیام غنی و نیرومند باشد، باید با احساسات بشر انطباق داشته باشد انسان كانونی دارد غیر از كانون عقلی و فكری به نام كانون احساسات كه آن را نمی توان نادیده گرفت. توافق و هماهنگی با احساسات و تا حدی اشباع احساسات عالی و رقیق بشر و نیز هماهنگی با نیازهای زندگی و نیازهای عملی و عینی بشر، از دیگر شرایط غنی بودن محتوای یك پیام است. اگر پیامی با نیازهای طبیعی بشر ضدیت داشته باشد نمی تواند موفق باشد.

حدیثی داریم كه در فقه هم به آن استناد می كنند. پیغمبر اكرم فرمود: «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه» [1] یعنی اسلام علو و برتری پیدا می كند،غلبه پیدا می كند و چیزی بر اسلام پیروز نمی شود و غلبه پیدا نمی كند. این حدیث از آن احادیثی است كه هر گروه از علمای اسلام با یك دید به آن نگریسته و نوعی استنباط كرده اند، و در واقع از آن


جمله های متشابه پیغمبر است به این معنی كه از «جوامع الكلم» پیغمبر است، یعنی یك لفظ است به جای چند معنی. توضیح اینكه: علمای فقه كه از دید فقهی به هر چیزی نگاه می كنند، از این حدیث چنین استنباط كرده اند كه در مقررات اجتماعی اسلام هیچ قانونی كه نتیجه ی آن این باشد كه غیر مسلمان بر مسلمان برتری پیدا كند وجود ندارد، و اسلام چنین قانونی را امضا نمی كند. برای مثال آیا در جامعه ی اسلامی، یك نفر از اهل ذمه (مانند یهودیان و مسیحیان و احیانا زرتشتیان) می تواند در حال و شأنی قرار بگیرد كه او حاكم باشد و یك مسلمان محكوم، و مثلا یك بنده ی مسلمان را در اختیار خویش بگیرد؟ فقها می گویند: «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه» یعنی دست اسلام همیشه باید بالا باشد، اسلام دست پایین را هرگز نمی پذیرد، و از این اصل احكامی را استنباط می كنند.

متكلمین كه از جنبه ی دیگری به مسائل نگاه می كنند و به این حدیث از دید كلامی نگریسته اند (متكلم، سر و كارش با منطق و استدلال بحث و محاجه است) می گویند: «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه» یعنی منطق اسلام بر هرمنطق دیگری برتری دارد. آنجا كه منطقها و استدلالها با یكدیگر مواجه می شوند، در عرصه ی استدلالها و در میدان احتجاجها و در سرزمین منطقها منطق اسلام بر هر منطق دیگری برتری و غلبه دارد. این، دید و بعد دیگری از این حدیث است.

آنها كه از دید اجتماعی به این حدیث نگاه كرده اند، مسأله را به شكل دیگری طرح می كنند، می گویند: «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه» یعنی در جریان عمل، برتری با اسلام است،چرا؟ برای اینكه قانون اسلام از هر قانون دیگری بر نیازهای بشر منطبق تر است و لذا راه خودش را عملا بهتر باز می كند.

انسان وقتی نگاهش به دستگاههای تبلیغای مسیحیت می كند و آن وسعت و امكانات، آن وسایل، آن ابزارها، آن افراد، آن بودجه ی عظیم، آن تاكتیكها و آنهمه تجهیزات و تشكیلات تبلیغاتی را می بیند، می گوید مگر با اینهمه دستگاه تبلیغاتی مسیحیت، اسلام می تواند مقاومت كند؟! واقعا عجیب است! وقتی به خودمان نگاه می كنیم، می بینیم از نظر دستگاه تبلیغاتی واقعا در حد صفر هستیم. هیچ دینی در دنیا به اندازه ی اسلام از نظر دستگاه تبلیغاتی و مبلغینش ضعیف نیست. حتی وقتی به یهود كه اقلیت است نگاه می كنیم، می بینیم این آبهای زیر كاه بسیار مجهز هستند، لااقل به عوامل تحریف، اینها جنبه ی اثباتی ندارند كه مردم را دعوت به یهودیگری كنند، ولی


جنبه ی تخریبی شان زیاد است، یعنی تخریب مكتبهای دیگران. شما می بینید یك نفر یهودی یك عمر در یك رشته از رشته های اسلامی درس می خواند برای اینكه یك كرسی اسلامی را در یك دانشگاه اشغال كند و در آن كرسی كار خود را انجام بدهد، یا یك كتاب بنویسد و در آن كتاب فكر خودش را پخش كند. هیچ می دانید كه (این را من از اهل اطلاع، مكرر شنیده ام) بیش از 90 درصد كرسیهای اسلام شناسی جهان در اشغال یهودیهاست؟ اسلام شناس های جهان یهودیها هستند! شما ببینید اینها چقدر قدرت ضربه زدن دارند! آن، مسیحیت و این یهودیت! شما همینهایی كه اسمشان را فرقه ی ضاله ی گمراه سیاسی [2] گذاشته اید و در كشور خودمان وجود دارند، همین حزب كوچك را ببینید چقدر دستگاه تبلیغاتی اش قوی است!

با این حال، چند سال پیش در روزنامه ای خواندم - از روزنامه ی لوموند نقل كرده بود - كه در طور چند سال اخیر، چهارده میلیون نفر از مردم دنیا مسلمان شده اند. با كدام تبلیغ؟ مبلغی نبوده، شاید حداكثر یك رادیوی ترانزیستوری داشته اند كه گاهی از كشورهای عربی برنامه هایی می گرفته اند. با یك شخص مطلع كه از اروپا آمده بود این موضوع را در میان گذاشتم. او كه سالهای سال در اروپا بوده و الآن هم در اروپاست، گفت: من با فلان مقام مسیحی كه صحبت كردم، گفت لوموند اشتباه كرده، در سالهای اخیر بیست و پنج میلیون نفر مسلمان شده اند، و گفت در افریقا دو نیرو در حال پیشروی است: اسلام و كمونیسم، و مسیحیت هر چه فعالیت می كند پیشروی قابل توجهی ندارد در حالی كه دستگاه تبلیغاتی آن قوی و وسیع و دستگاه تبلیغاتی اسلام ضعیف است. علتش این است كه محتواها فرق می كند؛ این محتوا قوی و منطقی است و آن محتوا به اصطلاح احساسی است، از نظر احساسی بسیار قوی است. این محتوا عملی است و با زندگی عملی سر و كار دارد ولی آن محتوا تحمیلی است. حرف اول اسلام، مثل آب در گلوی یك تشنه، به گوارایی نفوذ می كند. می گوید عقل، و با عقل خدا و توحید را اثبات می كند. ولی مسیحیت، حرف اولش این است كه عقل را كنار بگذار و بگو تثلیث!

ایام، ایام محرم است و ما این بحث را طرح كرده ایم برای اینكه پیام حسینی را به مردم برسانیم و بعد بیان كنیم كه نهضت حسینی چگونه پیام رسان اسلام بود، چگونه


امام حسین توانست با نهضت خودش پیام اسلام را به جهان و جهانیان برساند.


[1] نهج الفصاحه، ص 214، حديث 1056.

[2] [فرقه ي بهائيت.].